لباسهایم را پاره کرد و بدن لختم را به نمایش گذاشت
سوزش شلاقش بر تنم اوج لذت بود
او بر تخت سلطنت نشسته بود و من در برابرش زانو زده
نگاهش حکم آتش بود و من میسوختم از اشتیاق
گرفتن موهایم در دستش نشانهی مالکیت بود
تمام وجودم در اختیار او بود و آماده هر فرمانی
حسی عمیق از تسلیم و اطاعت